ابتدا شرح وضعیت فعلی:
مهم ترین دستآورد برجام غیر امنیتی کردن وضعیت ایران در جهان بود که این هدف تا حد زیادی محقق شده است و مشکل عمده اسراییل با برجام هم اتفاقا این بخش پیامد برجام است. در زمینه اقتصادی اما برجام تا الان دستاورد زیادی برای ما نداشته است البته بهجز رفع تحریم نفتی بود که آن هم بهخاطر کاهش قیمت نفت، چندان گشایش اقتصادیای ایجاد نکرد. البته رفع تحریم بندی هم اتفاق مهمی بود. اما مهمترین اتفاقی که فکر میکردیم با رفع تحریم در ایران خواهد افتاد «سرمایه گذاری مستقیم خارجی» بود، که البته هرگز محقق نشد. اول به دلیل کار شکنی آمریکا و ثانیا بهدلیل شرایط اقتصادی جهانی که در این جا توضیح دادهام. https://goo.gl/qSar1h
خروج آمریکا به تنهایی امکان سرمایهگذاری مستقیم خارجی جدی را همین الان از بین بردهاست و تصمیم اروپا یا چین و حتی روسیه در محاسبه سرمایه گذارغربی تاثیری ندارد. این قسمت برجام از الان از بین رفتهاست. اما نکته این است که این قسمت برجام ازابتدا هم توسط آمریکایی ها معلق بوده. که در نتیجه این خسارت جدیدی نیست.
مهم ترین مسیله فروش نفت و کنترل بر درآمد نفتی است. چینی ها در این زمینه میتوانند به ما کمک کنند، چرا؟ چون به نفت احتیاج دارند. اروپایی ها هم کمک خواهد کرد، چرا؟ چون می خواهد صلح را حفظ کنند؟ به تعهدشان پایبند بمانند؟ منافع اقتصادیشان در ایران؟ جواب همه اینها منفی است. منافع اقتصادی شرکت های اروپایی حتی قابل مقایسه با منافعشان در محله منهتن در نیورک آمریکا نیست .( از معدود استثناها از این قاعده شرکت هایی مثل توتال هستند.) پایبندی اروپاییها به تعهدات چون غیر ایدولوژیکتر از آمریکاییها هستند بهشدت به حساب و کتاب و سود بستگی دارد.
اکنون مسیلهای که اروپاییها را به واکنش واداشته است، سلسله اقدامات آمریکاست که نشان از نادیده گرفتن حاکمیت اروپاییها و قانونگذاری خارج از مرزهایشان است یعنی نه تنها تحقیر اروپا بلکه نادیده گرفتن سهم اروپا در صحنه مناسبات بینالمللی.
البته اروپا و آمریکا هنوز منافع اساسی مشترک دارند و اروپاییها اتحاد خود را با آمریکا هرگز بههم نخواهند زد اما مرزهای سود و زیان هم در زمینه اقتصادی و هم در زمینه سیاسی بسته به اتحاد با آمریکا در حال جابجایی است. در این میان کشور فرانسه باوجود اینکه ارزش اقتصادی تبادلاتش با ایران کمتر از سایر کشورهای عمده اروپاییست بهدلیل پروژه رییس جمهوری فعلی آن، برای قویتر کردن اتحاد اروپا نقش فعالتری را بر عهده گرفته است.
ترامپ از پیمان پاریس خارج شده است. رسما اعلام کرده است از یک طرف دنبال تضعیف ناتو و از طرفی دیگر بهدنبال بهبود روابطش با روسیه است.
یکی از مهمترین دلایل همپیمانی اروپا با آمریکا به خاطر نیاز امنیتیش در مقابل تهدید روسیه است. ترامپ بهصورت فعال علیه تضعیف اتحادیه اروپا کمپین کردهاست؛ (ماجرای خروج انگلستان از اتحادیه اروپا). بدون هیچ گونه مشورتی با اروپا سیاست دو دولت در مورد مناقشه اسراییل و فلسطین را کنار گذشتهاست. شروع جنگ اقتصادی به چین به عنوان دومین شریک بزرگ تجاری اروپا و شروع اعمال تعرفه هایی خلاف توافق نامه تجارت جهانی علیه اقتصاد اروپا هم از موارد دیگر است.
ماجرا این است که اروپا الان توافق با ایران را بهانه کرده است برای تدارک جراحیای کم هزینهتر برای تغییر مناسباتش به همپیمانی که از یک طرف به او وابسته است و از یک طرف نمیخواهد تحت حاکمیت او باشد. تمام مواضع تند و سفت سخت اروپاییها علیه تصمیم ترامپ ریشه در این نیاز آنها دارد و «ایران» الان بهانه این کار است.
اما اگر آمریکا تحریمهای فراسرزمینی خودش را اجرا کند اروپا چارهای ندارد. یا باید تسلیم شود یا وارد جنگ اقتصادی با آمریکا. در هر دو حالت اروپا بازنده است. خوب چاره چیست؟ اروپا سعی می کند خودش را از این مخمصهی انتخاب بین این دو گزینه «باخت باخت» خارج کند.
چطورممکن است؟ طولانی کردن مذاکرات با ایران برای حفظ برجام و طولانی کردن مذاکره با آمریکا برای خروج نرمترش از توافق. خلاصه وقت خریدن 2 تا 3 سال به این امید که ترامپ انتخابات بعدی را ببازد. از این ستون تا اون ستون هم فرج است.
منافع ما در چیست؟ در کوتاه مدت فراهم کردن امکان تعمیق دعوای اروپا با آمریکا و تقویت منافع مشترک اقتصادی بیشتر با چین و هند.
در بلند مدت: منفعت بلند مدت ما در این است که با آمریکا از حالت تخاصم شدید خارج شویم. چطور ممکن است؟ با دست خالی، مذاکرات ما چندین بار با بدعهدی آمریکاییها برهم خوردهاست ( آخر دوره خاتمی یعنی همزمان با دوره بوش و الان توسط ترامپ). چرا؟ منطق آمریکا هر بار برای مذاکره این است که اگر مذاکره نکنیم اجبارا باید به سراغ جنگ برویم. هربار سود و زیان احتمالی هر دو حالت را حساب می کنند. در مجموع خیلی سهم بزرگی در مقابل وضعیت آمریکا ندارد. برای همین همه مذاکرات ما محکوم به شکست است. برای اینکه مذاکره با آمریکا به نتیجه برسد باید بتوانیم گزینه نظامی را از روی میز آمریکا حذف کنیم. آنهم با توجه با فاصله اقتصادی و تکنولوژیکی که داریم یک راه بیشتر ندارد آنهم دستیابی به «توانایی تولید» سلاح هسته ای و «توانایی تولید» موشک قاره پیما است.
مهم ترین دستآورد برجام غیر امنیتی کردن وضعیت ایران در جهان بود که این هدف تا حد زیادی محقق شده است و مشکل عمده اسراییل با برجام هم اتفاقا این بخش پیامد برجام است. در زمینه اقتصادی اما برجام تا الان دستاورد زیادی برای ما نداشته است البته بهجز رفع تحریم نفتی بود که آن هم بهخاطر کاهش قیمت نفت، چندان گشایش اقتصادیای ایجاد نکرد. البته رفع تحریم بندی هم اتفاق مهمی بود. اما مهمترین اتفاقی که فکر میکردیم با رفع تحریم در ایران خواهد افتاد «سرمایه گذاری مستقیم خارجی» بود، که البته هرگز محقق نشد. اول به دلیل کار شکنی آمریکا و ثانیا بهدلیل شرایط اقتصادی جهانی که در این جا توضیح دادهام. https://goo.gl/qSar1h
خروج آمریکا به تنهایی امکان سرمایهگذاری مستقیم خارجی جدی را همین الان از بین بردهاست و تصمیم اروپا یا چین و حتی روسیه در محاسبه سرمایه گذارغربی تاثیری ندارد. این قسمت برجام از الان از بین رفتهاست. اما نکته این است که این قسمت برجام ازابتدا هم توسط آمریکایی ها معلق بوده. که در نتیجه این خسارت جدیدی نیست.
مهم ترین مسیله فروش نفت و کنترل بر درآمد نفتی است. چینی ها در این زمینه میتوانند به ما کمک کنند، چرا؟ چون به نفت احتیاج دارند. اروپایی ها هم کمک خواهد کرد، چرا؟ چون می خواهد صلح را حفظ کنند؟ به تعهدشان پایبند بمانند؟ منافع اقتصادیشان در ایران؟ جواب همه اینها منفی است. منافع اقتصادی شرکت های اروپایی حتی قابل مقایسه با منافعشان در محله منهتن در نیورک آمریکا نیست .( از معدود استثناها از این قاعده شرکت هایی مثل توتال هستند.) پایبندی اروپاییها به تعهدات چون غیر ایدولوژیکتر از آمریکاییها هستند بهشدت به حساب و کتاب و سود بستگی دارد.
اکنون مسیلهای که اروپاییها را به واکنش واداشته است، سلسله اقدامات آمریکاست که نشان از نادیده گرفتن حاکمیت اروپاییها و قانونگذاری خارج از مرزهایشان است یعنی نه تنها تحقیر اروپا بلکه نادیده گرفتن سهم اروپا در صحنه مناسبات بینالمللی.
البته اروپا و آمریکا هنوز منافع اساسی مشترک دارند و اروپاییها اتحاد خود را با آمریکا هرگز بههم نخواهند زد اما مرزهای سود و زیان هم در زمینه اقتصادی و هم در زمینه سیاسی بسته به اتحاد با آمریکا در حال جابجایی است. در این میان کشور فرانسه باوجود اینکه ارزش اقتصادی تبادلاتش با ایران کمتر از سایر کشورهای عمده اروپاییست بهدلیل پروژه رییس جمهوری فعلی آن، برای قویتر کردن اتحاد اروپا نقش فعالتری را بر عهده گرفته است.
ترامپ از پیمان پاریس خارج شده است. رسما اعلام کرده است از یک طرف دنبال تضعیف ناتو و از طرفی دیگر بهدنبال بهبود روابطش با روسیه است.
یکی از مهمترین دلایل همپیمانی اروپا با آمریکا به خاطر نیاز امنیتیش در مقابل تهدید روسیه است. ترامپ بهصورت فعال علیه تضعیف اتحادیه اروپا کمپین کردهاست؛ (ماجرای خروج انگلستان از اتحادیه اروپا). بدون هیچ گونه مشورتی با اروپا سیاست دو دولت در مورد مناقشه اسراییل و فلسطین را کنار گذشتهاست. شروع جنگ اقتصادی به چین به عنوان دومین شریک بزرگ تجاری اروپا و شروع اعمال تعرفه هایی خلاف توافق نامه تجارت جهانی علیه اقتصاد اروپا هم از موارد دیگر است.
ماجرا این است که اروپا الان توافق با ایران را بهانه کرده است برای تدارک جراحیای کم هزینهتر برای تغییر مناسباتش به همپیمانی که از یک طرف به او وابسته است و از یک طرف نمیخواهد تحت حاکمیت او باشد. تمام مواضع تند و سفت سخت اروپاییها علیه تصمیم ترامپ ریشه در این نیاز آنها دارد و «ایران» الان بهانه این کار است.
اما اگر آمریکا تحریمهای فراسرزمینی خودش را اجرا کند اروپا چارهای ندارد. یا باید تسلیم شود یا وارد جنگ اقتصادی با آمریکا. در هر دو حالت اروپا بازنده است. خوب چاره چیست؟ اروپا سعی می کند خودش را از این مخمصهی انتخاب بین این دو گزینه «باخت باخت» خارج کند.
چطورممکن است؟ طولانی کردن مذاکرات با ایران برای حفظ برجام و طولانی کردن مذاکره با آمریکا برای خروج نرمترش از توافق. خلاصه وقت خریدن 2 تا 3 سال به این امید که ترامپ انتخابات بعدی را ببازد. از این ستون تا اون ستون هم فرج است.
منافع ما در چیست؟ در کوتاه مدت فراهم کردن امکان تعمیق دعوای اروپا با آمریکا و تقویت منافع مشترک اقتصادی بیشتر با چین و هند.
در بلند مدت: منفعت بلند مدت ما در این است که با آمریکا از حالت تخاصم شدید خارج شویم. چطور ممکن است؟ با دست خالی، مذاکرات ما چندین بار با بدعهدی آمریکاییها برهم خوردهاست ( آخر دوره خاتمی یعنی همزمان با دوره بوش و الان توسط ترامپ). چرا؟ منطق آمریکا هر بار برای مذاکره این است که اگر مذاکره نکنیم اجبارا باید به سراغ جنگ برویم. هربار سود و زیان احتمالی هر دو حالت را حساب می کنند. در مجموع خیلی سهم بزرگی در مقابل وضعیت آمریکا ندارد. برای همین همه مذاکرات ما محکوم به شکست است. برای اینکه مذاکره با آمریکا به نتیجه برسد باید بتوانیم گزینه نظامی را از روی میز آمریکا حذف کنیم. آنهم با توجه با فاصله اقتصادی و تکنولوژیکی که داریم یک راه بیشتر ندارد آنهم دستیابی به «توانایی تولید» سلاح هسته ای و «توانایی تولید» موشک قاره پیما است.

