‏نمایش پست‌ها با برچسب حمزه غالبی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حمزه غالبی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶/۰۳/۲۶

روشی برای طراحی سازمان



در فرانسه مسئول موسسه‌ای هستم  با حدود ۲۰ کارمند و ۱.۵ ملیون یورو بودجه سالیانه. این موسسه با ماموریت همراهی و تسهیل کارآفرینی تازه وارد ها( مهاجر، پناهنده و…) به فرانسه تاسیس شده است. ما در شش کشور دیگر هم موسسات مشابه تاسیس کرده و توسعه داده‌ایم. البته این موسسه‌ها بلحاظ حقوقی از هم مستقل هستند. دو هفته گذشته در شهر کوچکی در جنوب فرانسه جمع شدیم تا در مورد نحوه سازماندهی جهانی‌مان همفکری کنیم. علاوه بر نماینده‌های فرانسه نماینده‌هایی این موسسه از کشورهای آلمان، انگلیس، اتریش، سوئیس، کانادا و بلژیک در جمع حضور داشتند. البته برای کارگاه‌های مختل چند مشاور خارج از جمع خودمان  هم به صورت مهمان حضور داشتند. الان نمی خواهم بحث‌های و نتیجه یک هفته گفتگوها و کارگاهای فشرده را بازگو کنم. چیزی که ممکن است براتان جالب باشد روشی است که برای طراحی یک سازمان جدید استفاده کردیم. 

ما برای اینکه ببینیم سازمانی که تشکیل می دهیم دقیق باید چه ماموریتی داشته باشد چطور اداره بشود ساختار تصمیم گیری اش چطور باشد و چطور خرج و دخلش را با هم جور باشد، اول به کمک بچه های فرانسه ۱۸ مورد خاص را فهرست کردیم که قبلا پیش آمده بود و برای مواجهه با آن تعامل و همکاری و هماهنگی بین چند موسسه گره لازم بود. یعنی در هر پرونده صورت مسئله، زمینه و بازی گران در گیری در پرونده طرح شده بود. بعد به گروه های سه نفر تقسیم شدیم و این پرونده ها خودمان بینمان تقسیم شد. در مرحله اول هر گروه پرونده خاص خودش را به بحث می‌گذاشت با این ملاحظه که در ما در این گفتگو های باید نقش اعضای یا نماینده‌های موسسه ات دیگری غیر را خودمان را بازی می‌کردیم. یعنی قرار نبود در دور اول گفتگو موضع خودمان را طرح کنیم بلکه باید موضع و ملاحظه یک موسسه ای دیگر را طرح کنیم و در موردش حرف بزنیم و سعی کنیم از زاویه نگاه آنها به موضوع مواجه شودیم. در قدم بعد سعی می‌کردیم هر پرونده خاص و راه حلش را تعمیم بدهیم. یعنی صورت بندی کنیم که وضعیت کلی که یک این پرونده یک نمونه خاص از آن است چیست. مشکل اصلی کدام است و راه حل چگونه است. و از دل این، راه حل تعمیم یافته طراحی می کردیم. 

در مرحله بعد، هر گروه حاصل کارخودش را برای کل جمع گزارش کرد و قاعده های کلی که تقریبا مورد اجماع بود را جدا کردیم البته در کنار قاعدهای کلی کلیت مورد توافق بود ولی جزئیات جای بحث داشت. راه حل کلی که خیلی بحث بر انگیز بود یا مخالف زیاد داشت را یادداشت کردیم اما تفکیک شده. بعد دو بار دو گروه کوچیک تر تشکیل شده تا قاعده های کلی رو حول دو محور اصلی در قالب یک سند تنظیم کند گروه اول بیزینس مدل سازمان جهانیمیون و گروه دوم مدل سازمندهی و تصمیم گیری. هر دو گروه بعد با یک سند تنظیم شده برگشت و سند های با تغییرات نسبتان اندکی در هم ادغام و تبدیل به یک سند مشترک شد. و پایان جمعی از بچه های انتخاب شدند که تا نشست بعدی  بر اساس این سند نقشه راه و نقشه عمل کار تنظیم کنند. با این ملاحظه بود که زمان بندی مراحل کار گروه اجرایی در پایان جلسه موارد توافق قرار گرفت.

۱۳۹۵/۱۰/۱۵

از تربیت مدرس تا سیانسپو

در رشته‌های مختلفی درس خوانده‌ام. اولی‌اش مهندسی برق بود. و اولین تغییر هم تحصیل در رشته علوم سیاسی. سیاست برایم خیلی جدی بود و تحصیل در رشته علوم سیاسی راهی بود برای توانمند‌تر شدن در این مسیر. این هدف آنقدر معنای شورانگیزی داشت که نه بازخوردهای منفی طرف‌های مشورت تاثیری داشت، نه شرکت در کنکور در یک رشته کاملا متفاوت برایم سدی بود و نه حاشیه‌های که درست دوماه قبل از کنکور ایجاد شد. الحق و الانصاف تجربه تحصیل در گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس تاثیری جدی در مسیری که انتخاب کرده بودم داشت.

مدتی بعد تحصیل در علوم سیاسی را این‌بار در فرانسه از سر گرفتم. چند سال بعد که برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتم به این نتیجه رسیدم که دلیلی که بخاطرش تحصیل در رشته علوم سیاسی را شروع کرده بودم، موضوعیتش بسیار کم رنگ شده است. برای من آموختن و کار نظری راهی برای عمل موثرتر بود، عمل برای بهبود شرایط و منافع عمومی کشورم. در آمریکا حداقل در دانشگاه‌هایی که من سر زدم سوال این بود که آمریکا چطور جهان را اداره کند. اما این سوالی نبود که من بخواهم به آن جواب بدهم. از طرف دیگر بعد از چند سال زندگی در غرب تصوراتم از تغییرات اجتماعی و مناسبات قدرت تغییر کرد. در ایران به سهم ایده‌ها و باورها و ایدوئولوژی‌ها در تغییرات اجتماعی و ساخت قدرت حساس‌تر بودم. اما کم‌کم در غرب اهمیت مکانیزم‌هایی که دسترسی و تخصیص منابع را تعیین می کند برایم پررنگ تر شد. به همین مناسبت به مرور مطالعات شخصی‌ام از فلسفه سیاسی به تاریخ و بعد به اقتصاد میل پیدا کرد. برایم این سوال ایجاده شده بود که جامعه چطور منابع ونیازهایش را تامین وسپس تقسیم می‌کند؛ و در جامعه ای با این نظم پیچیده و با انبوهی از آدمها و نهادهایی که در تولید و تقسیم منابع مشارکت دارند چگونه روندهایی فراتر از اراده تک تک بازیگران شکل می‌گیرد.

تحریم‌ها و تاثیرش در تغییر مسیر توزیع ثروت عمومی، تغییرات اجتماعی حاصل از قطع شدن ارتباطات اقتصادی بخش خصوصی با اقتصاد جهانی، فربه‌ شدن بخشی از اقتصاد که توانایی دور زدن تحریم‌ها را دارد، اثرات یاس و بی‌ثباتی در سرمایه‌گذاری -اعم از عمر و پول و اعتبار- برای ساخت و راه اندازی هر کار و پیگیری هر ابتکار عملی ، باعث شد جامعه و تغییراتش را جور دیگری ببینم. می‌دیدم که تغییر در توضیع منابع و ثروت در حال ایجاد تغییراتی است که حاصلش ضعیف شدن بخش‌های بزرگتری از جامعه در چرخه تولید و دسترسی به منابع است. تغییر شکل اقتصاد ترکیب درهم تنیده‌ای از روابط، پیوندها و نهادهای اجتماعی را دگرگون می‌کرد. این موضوع باعث شد دیدن عدد منفی رشد اقتصادی و رشد مثبت نرخ بیکاری برایم هولناک‌تر از همیشه بنظر بیاید.

همه اینها باعث شد که فکر کنم اگر قرار باشد توامان در مسیری بخوانم و عمل کنم تا من را برای بهبود شرایط کشور قوی تر کند دیگر راهش مطالعه فلسفه سیاسی و پیگیری سیاست داخلی کشور نیست خصوصا که بعد مسافت و فاصله بین من و ایران غیرقابل چشم‌پوشی است. البته این راه دور تاثیر دیگری هم داشت. با فاصله نگاه کردن به کشور باعث شد سرنوشت کلان واحد تمدنی-سرزمینی ایران از مشکلات و درگیری های داخلی فرعیش‌اش بیشتر به چشم‌ام بیاید. برای همین چند سال پیش مسیرم را کم‌کم تغییر دادم و به مرور از سیاست فاصله گرفتم و پروژه‌ای را برای تسهیل سرمایه‌گذاری خارجی در پروژه‌های زیربنایی کشور با جمعی از دوستان شروع کردم. مسیری که احساس کردم بهتر و بیشتر می‌توانم در بهبود شرایط زندگی هموطنان مشارکت داشته باشم هرچند در این میان سهمم بسیار جزئی باشد.

همانند دوره‌ای که درگیرشدن با سیاست و ستادهای انتخاباتی من را از رشته برق به تحصیل در رشته علوم سیاسی کشاند. فعالیت در این پروژه من را به تحصیل در رشته مدیریت اجرایی سوق داد. چندی پیش در مسیر تلاش برای توانمندتر شد برای این هدف موفق شدم در رشته مدیریت پیشرفته پذیرش بگیرم. آنهم در دانشگاهی که جزو رویاهایم بود. امیدوارم همانطور که تربیت مدرس در مسیر سهیم شدن و مشارکت در سرنوشت سیاسی کشور افق‌های جدیدی بررویم گشود سیانسپو هم در مسیر توسعه کشور چشم‌اندازهای جدید باز کند.