در فرانسه مسئول موسسهای هستم با حدود ۲۰ کارمند و ۱.۵ ملیون یورو بودجه سالیانه. این موسسه با ماموریت همراهی و تسهیل کارآفرینی تازه وارد ها( مهاجر، پناهنده و…) به فرانسه تاسیس شده است. ما در شش کشور دیگر هم موسسات مشابه تاسیس کرده و توسعه دادهایم. البته این موسسهها بلحاظ حقوقی از هم مستقل هستند. دو هفته گذشته در شهر کوچکی در جنوب فرانسه جمع شدیم تا در مورد نحوه سازماندهی جهانیمان همفکری کنیم. علاوه بر نمایندههای فرانسه نمایندههایی این موسسه از کشورهای آلمان، انگلیس، اتریش، سوئیس، کانادا و بلژیک در جمع حضور داشتند. البته برای کارگاههای مختل چند مشاور خارج از جمع خودمان هم به صورت مهمان حضور داشتند. الان نمی خواهم بحثهای و نتیجه یک هفته گفتگوها و کارگاهای فشرده را بازگو کنم. چیزی که ممکن است براتان جالب باشد روشی است که برای طراحی یک سازمان جدید استفاده کردیم.
ما برای اینکه ببینیم سازمانی که تشکیل می دهیم دقیق باید چه ماموریتی داشته باشد چطور اداره بشود ساختار تصمیم گیری اش چطور باشد و چطور خرج و دخلش را با هم جور باشد، اول به کمک بچه های فرانسه ۱۸ مورد خاص را فهرست کردیم که قبلا پیش آمده بود و برای مواجهه با آن تعامل و همکاری و هماهنگی بین چند موسسه گره لازم بود. یعنی در هر پرونده صورت مسئله، زمینه و بازی گران در گیری در پرونده طرح شده بود. بعد به گروه های سه نفر تقسیم شدیم و این پرونده ها خودمان بینمان تقسیم شد. در مرحله اول هر گروه پرونده خاص خودش را به بحث میگذاشت با این ملاحظه که در ما در این گفتگو های باید نقش اعضای یا نمایندههای موسسه ات دیگری غیر را خودمان را بازی میکردیم. یعنی قرار نبود در دور اول گفتگو موضع خودمان را طرح کنیم بلکه باید موضع و ملاحظه یک موسسه ای دیگر را طرح کنیم و در موردش حرف بزنیم و سعی کنیم از زاویه نگاه آنها به موضوع مواجه شودیم. در قدم بعد سعی میکردیم هر پرونده خاص و راه حلش را تعمیم بدهیم. یعنی صورت بندی کنیم که وضعیت کلی که یک این پرونده یک نمونه خاص از آن است چیست. مشکل اصلی کدام است و راه حل چگونه است. و از دل این، راه حل تعمیم یافته طراحی می کردیم.
در مرحله بعد، هر گروه حاصل کارخودش را برای کل جمع گزارش کرد و قاعده های کلی که تقریبا مورد اجماع بود را جدا کردیم البته در کنار قاعدهای کلی کلیت مورد توافق بود ولی جزئیات جای بحث داشت. راه حل کلی که خیلی بحث بر انگیز بود یا مخالف زیاد داشت را یادداشت کردیم اما تفکیک شده. بعد دو بار دو گروه کوچیک تر تشکیل شده تا قاعده های کلی رو حول دو محور اصلی در قالب یک سند تنظیم کند گروه اول بیزینس مدل سازمان جهانیمیون و گروه دوم مدل سازمندهی و تصمیم گیری. هر دو گروه بعد با یک سند تنظیم شده برگشت و سند های با تغییرات نسبتان اندکی در هم ادغام و تبدیل به یک سند مشترک شد. و پایان جمعی از بچه های انتخاب شدند که تا نشست بعدی بر اساس این سند نقشه راه و نقشه عمل کار تنظیم کنند. با این ملاحظه بود که زمان بندی مراحل کار گروه اجرایی در پایان جلسه موارد توافق قرار گرفت.

حاجی قشنگ بود... ادامه بده. کمک هم خاستی بگو...
پاسخ دادنحذف